دنیای قشنگِ نو، درباره مجموعه «وست ورلد»

دنیای قشنگِ نو، درباره مجموعه «وست ورلد»

الهام جوادپور

مجموعه «وست ورلد» (West World) یا «دنیای غرب» یک وسترنِ پست مدرن علمی‌تخیلی است که در شبکه اچ بی او و جاناتان نولان و همسرش لیزا جوی تولید کرده‌اند. «وست ورلد» درواقع اقتباسی است از فیلمی به همین نام که مایکل کرایتون رمان‌نویس نام آشنای آمریکایی، نگارش فیلمنامه و کارگردانی آن را برعهده داشت. نخستین فصل این مجموعه سال ۲۰۱۶ منتشر شد و دو سال بعد با انتشار فصل دوم، این مجموعه به یکی از بحث‌برانگیزترین سریال‌های چندسال اخیر بدل شد. سریالی با حال‌وهوای معماگون که درآغازداستانشبادنیاییکاملا ناآشنا مواجهمی‌شویم. اماهرچهداستانپیشمی‌رودمخاطب پاسخبرخیپرسش‌ها را می‌یابد و همزمان، پرسش‌هایاساسی‌تری در ذهنشبه‌وجود می‌آید. با انتشار سومین فصل سریال «وست ورلد» در هفته‌های اخیر، بار دیگر توجه‌ها به آن جلب شده است. خواندن این راهنمای کوتاه درباره سریال می‌تواند به علاقه‌مندان تماشای آن یاری برساند.

 

۶ دلیل برای تماشای «وست ورلد»

یک پارک موضوعی که مهمان‌هایش در خیالپردازی با رُبات‌هاغرق می‌شوند و شما درگیرش می‌شوید. اسرار آن باعث می‌شود که بخواهید بیشتر بدانید و تماشا کنید. درگیر ماجرایی درباره سرنوشت می‌شوید که از آینده گناه می‌گوید و هوش مصنوعی آنرا تغذیه می‌کند و انسان‌ها درمی‌یابند که می‌توانند مرتکب اعمال شیطانی‌تری نیز شوند. هر کس که توان پرداخت هزینه بلیتش را داشته باشد، می‌تواند بدون محدودیت در آن اقامت کند. آرنولد وبر و رابرت فورد، دو شریکی هستند که رُبات‌هایی شبیه انسان خلق کرده‌اند و میزبان نام دارند. میزبان‌ها به مهمان‌ها اجازه می‌دهند که بدون صدمه‌زدن به انسان‌های دیگر رؤیاهای‌شان را زندگی کنند.

۱٫ این شهربازی بزرگسال‌ها فراتر از چیزی است که می‌بینید

احساس رضایت فراوان، تیراندازی‌های شوکه‌کننده و برای کسانی که علاقه‌مند به تکنولوژی هستند، چند تن رُبات. اما فراتر از پارک «وست ورلد»، این سریال بر شرکت اسرارآمیز «دلوس» تمرکز دارد که اسرار عمیقی در خود پنهان کرده و در زیر منطقه‌ایقرار دارد که مهمان‌ها برای بازی می‌آیند.

۲. اجازه ندهید درونمایه وسترن سریال دلسردتان کند

«وست ورلد» شامل عناصر وسترن و علمی‌تخیلی است، اما این تلفیق ژانر، در عوض پس‌زدن افرادی که با تماشای «پیشتازان فضا» یا فیلم‌های کلینت ایست‌وود مانند «خوب، بد، زشت» میانه‌ای ندارند، آن‌ها را اسیر رمز و راز و هیجانمی‌کند، فریب می‌دهد و وادار به حدس زدن می‌کند.

۳٫ قالب اصلی افراد در آینده مشخص خواهد شد

اوان ریچل وود، جفری رایت، اد هریس، جیمز مارسدن، تَندی نیوتون و آنتونی هاپکینز در نقش رئیس پارک مرموز، دکتر رابرت فورد، هدایت همزمان انسان‌ها و میزبان‌های رُباتی را به عهده دارند. این‌که در این داستانِ«انسان در برابر ماشین»، چه کسی طرف چه کسی است، در آینده مشخص خواهد شد.

۴٫ شما را ترغیب می‌کند که در کنار هم بازی کنید

فصل اول اغلب با یک بازی ویدئویی مقایسه می‌شود. درواقع جاناتان نولان هنگام خلق سریال به‌شدت تحت‌تأثیربازی‌های ویدئویی بوده است. در سریال متوجه ارجاع‌هایی به بازی «maze»خواهید شد. مانند مراحل مختلف پارک. هر چه عمیق‌تر جست‌وجو کنید، مراحل خطرناک‌ترمی‌شوند.از آن‌جایی که هیچ قانونی حکمفرما نیست، برخی از مهمان‌ها قوانین خود را می‌سازند. آن‌هایی که خیالات شیطانی‌تری دارند، ریسک کرده و به اطراف شهر، جایی‌که قمار سنگین‌تری در انتظارشان است، سرک می‌کشند.

  ۵٫ حتی موسیقی متن سریال هم مبتکرانه است

در طول ده قسمت اول، ریف‌های منحصر به‌ فرد قدیمی از Radiohead، Soundgarden، The Cure،The Rolling Stones و … می‌شنوید که از پیانولای قدیمی سالن پخش می‌شوند. چرا یک پیانولا؟ واضح است. آن‌ها از اولین رُبات‌ها به حساب می‌آیند.

۶٫ معما ارزش رسیدن به نتیجه نهایی را دارد

اگر به حاشیه‌های سریال توجه کرده باشید، احتمالا در مورد نظریه‌های طرفدارهای سریال چیزهایی می‌دانید. هر قسمت شامل سرنخ‌هایی در مورد پارک، میزبان‌ها و شرکت دلوس است که تبدیل به سرفصل‌های گفت‌وگو در Redditشده‌اند. هر جا چیزی شما را وادار به مکث کرد، به تماشا ادامه دهید تا ببینید آیا سرنخ‌های‌تاندرست است یا نه. هر چه سکانس‌ها را با دقت بیشتر بررسی کنید، بهتر می‌توانید رمزگشایی کنید و زمانی‌که پرده از اسرار برداشته می‌شود، تجربه‌ایشگفت‌آور خواهد بود.

 

کاراکترهای اصلی «وست ورلد»

دکتر فورد با بازی آنتونی هاپکینز

مدیر وست ورلد. میزبان‌ها مخلوقات دکتر فورد هستند و پارک نماد خارجی تصورات اوست.

دولورس با بازی اوان ریچل وود

میزباني که ترجیح می‌دهدزیبایی‌های دنیا را ببیند. او روزهای خود را اطراف مزرعه خانوادگی­شان سپری می‌کند و رؤیای آینده‌اي درخشان را در سر می‌پرورد.

میو با بازی تَندی نیوتون

جذاب، زیرک و سرسخت. میو میزبانی است که نوشگاهِ ماریپوزا را اداره می‌کند.

مرد سیاه‌پوش با بازی اد هریس

یکی از مهمان‌های پارک با تمایل شدید به خشونت. مرد سیاه‌پوش مأموریت اسرارآمیزی دارد که پا به لایه‌هایعمیق‌تر پارک بگذارد.

برنارد با بازی جفری رایت

سرپرست متخصصان رفتار و برنامه‌ریزی در وست ورلد. برنارد با استفاده از مهارت‌ها و تجربه‌های بسیار خود، میزبان‌ها را اداره می‌کند.

شارلوت با بازی تسا تامسون

شارلوت مدیراجرایی شرکت دلوس دستینی‌شن است.

 

۱۰ نکته از تاریخچهسریال

سریال «وست ورلد» که پخش آن در سال ۲۰۱۶ از شبکه اچ بی او آغاز شده است، درواقع نسخه به روز شده وبسط یافتهفیلمی به همین نام به نویسندگی و کارگردانی مایکل کرایتون در سال ۱۹۷۳ است و حماسه یک پارک تفریحی بزرگسال‌ها با درونمایه وسترن را که در آن رُبات‌ها از کنترل خارج می‌شوند، با طرحی پیچیده‌تر وجلوه‌های ویژه عظیم‌تر به تصویر کشیده است. در این مطلب به ده نکته درباره تاریخچه این سریال اشاره می‌کنیم.

۱۰٫ فیلمی که در سال ۱۹۷۳ ساخته شد، شامل اولین تصویرهایرایانه‌ای در یک فیلم بود

از این تصویرها برای نشان‌دادن رُبات‌هایی با نقص فنی از زاویه دید تفنگدار استفاده می‌شدتقریبا مانند چیزی که در فیلم کلاسیک «غارتگر» آرنولد شوارتزنگر در سال ۱۹۸۷ دیده می‌شد. این کار بسیار دشوار بود، اما فیلمسازها به سرعت زمینه استفاده از تصویرهای کامپیوتری در فیلم‌ها را فراهم کردند. در سال ۱۹۷۳ مهندسان رایانه برای ساختن هر ثانیه از تصویر پیکسلی که تفنگدار می‌دید، هشت ساعت وقت صرف می‌کردند و ساخت دو دقیقه انیمیشننُه ماه زمان می‌برد و هزینه‌ای برابر با دویست‌هزار دلار به ارزش دهه هفتاد میلادی داشت.

۹٫«وست ورلد» الهام گرفته از «دُزدان دریایی کارائیب» است

نویسنده و کارگردان فیلم، مایکل کرایتون پس از دیداری از دیزنی‌لند و قسمت «دُزدان دریایی کارائیب»، با دیدن شخصیت‌های دُزدان دریایی به صورت عروسک‌های الکترومکانیکی با خود فکر کرد: «چه اتفاقی می‌افتد اگر این مخلوقات الکترومکانیکی دیوانه شوند؟» و سپس پشت ماشین تحریرش نشست و دُزدان دریایی را تبدیل به کابوی‌هایی در پارکی با درونمایه وسترن کرد. اگرچه مایکل کرایتون در گفت‌وگویی گفته بود که نگران بوده پس از به نمایش درآمدن فیلم در سال ۱۹۷۳، دیزنی از او بابت ایده «وست ورلد» شکایت کند که خوشبختانه هرگز اتفاق نیفتاد. چون فضای وسترن فیلم چنان فاصله‌ای با «دُزدان دریایی کارائیب» دارد که با جذابیت‌های دیزنی قابل مقایسه نباشد.

۸٫ این اولین سریال «وست ورلد» نیست

باور کنید یا نه، یک سریال «وست ورلد» دیگر هم وجود دارد. در سال ۱۹۸۰ مایکل کرایتون یک سریال تلویزیونی براساس فیلم سال ۱۹۷۳ به‌نام «فراتر از وست ورلد» ساخت. فیلم سال ۱۹۷۳ سود سرشاری برای تهیه‌کننده‌اش متروگلدوین مایر به همراه داشت و با موفقیت «جنگ‌هایستاره‌ای» در سال ۱۹۷۷، تهیه‌کننده‌هابه این نتیجه رسیدند که احتمالا زمان مناسبی برای سرمایه‌گذاری روی شهرت «وست ورلد» برای یک سریال تلویزیونی است. به همین دلیل تولید «فراتر از وست ورلد» را به شبکه سي‌ بي اس سپردند. سریال درباره شخصیتی به نام جان مور، رئیس امنیتی شرکت دلوس بود که کنترل رُبات‌های دلوس را به دست گرفته تا بتواند جهان را فتح کند. سریال هیچ بازیگر معروفی نداشت و پس از پنج قسمت متوقف شد.

۷٫«وست ورلد» الهام‌بخش فیلم «نابودگر» بود

جیمز کَمِرون طرفدار پُر و پا قرص «وست ورلد» بود، به‌طوری‌که رُبات‌های فیلم منبع الهام او برای خلق رُبات‌ها و سایبورگ‌ها در فیلم‌های«نابودگر» شدند. او آرنولد شوارتزنگر را مجبور کرد قبل از شروع فیلمبرداری «نابودگر»، «وست ورلد» را تماشا کند و از بازی یول برینردر نقش رُبات تفنگدار الگوبرداری کند. اگر ابتدا فیلم «وست ورلد» را تماشا کنید و سپس «نابودگر»، متوجه شباهت رفتاری آشکاری بین رُبات‌های دو فیلم خواهید شد. هر دو تمرکز بی‌احساس و لیزر مانندی روی اتفاق‌هایی دارند که رُخ می‌دهد. این شباهت‌ها درواقع بسیار ناخوشایند هستند. آرنولد شوارتزنگر در حال مذاکره برای بازی در بازسازی این فیلم در سال ۲۰۰۷ بود که قرارداد فسخ شد.

۶٫ کوئنتین تارانتینو قرار بود فیلم سال ۱۹۷۳ را بازسازی کند، اما موفق نشد

استودیوی برادران وارنر در نظر داشتند پروژه‌ای را که به آرنولد شوارتزنگر پیشنهاد شده بود، کوئنتین تارانتینو کارگردانی کند. چراکه او از طرفدارهای فیلم اصلی بود و قبل از منصرف‌شدن، ماه‌ها وقت صرف پیش تولیدش کردو با رفتنش پروژه درکل متوقف شد. ظاهرا فیلم تارانتینو قرار بود تاریک‌تر از نسخه اصلی باشد که با بازی آرنولد شوارتزنگر سنخیتی نداشت. درنهایت این اختلاف نظر با برادران وارنر باعث تعطیلی پروژه شد. این موضوع کمی ناراحت‌کننده است، زیرا همه ما کنجکاویم تا بدانیم روایت کوئنتین تارانتینو از «وست ورلد» چگونه می‌توانست باشد.

۵٫ یول برینر همان لباسی را که در فیلم «هفت دلاور» پوشیده بود، در «وست ورلد» نیز بر تن داشت

مایکل کرایتون، نویسنده و کارگردان «وست ورلد» یول برینر را براساس نقش اصلی‌اش در فیلم وسترن کلاسیک «هفت دلاور»، برای بازی در «وست ورلد» انتخاب کرد. او احساس کرد این نقش می‌تواند تقابل زیبایی با «هفت دلاور» داشته باشد؛ به همین دلیل برینر در هر دو فیلم لباسی مشابه پوشید. او دقیقا همان لباس مشکی را پوشید که پس از بازی در «هفت دلاور» بسته‌بندی شده نگهداری کرده بود. درحالی‌که یول برینر در گفت‌وگویی این کار را ادای احترام به «هفت دلاور» دانسته، مایکل کرایتون همواره آنرا یک شوخی سر صحنه فیلمبرداری «وست ورلد» تلقی کرده است.

۴٫اولین بار در فیلم «وست ورلد» بود که از اصطلاح ویروس رایانه‌ای استفاده شد

امروزه استفاده از عبارت ویروس رایانه‌ای بسیار رایج است و اصولا ما در دنیای ویروس‌هایرایانه‌ای زندگی می‌کنیم، اما در سال ۱۹۷۳ کسی رایانه خانگی نداشت و چیزی از ویروس رايانه‌اينمی‌دانست. «وست ورلد» از این عبارت برای تشریح علت نقص فنی رُبات‌ها در فیلم استفاده کرد. اصطلاح «ویروس رایانه‌ای» را سرپرست پارک تفریحی در جریان جلسه‌ای برای علت‌یابی خرابی رُبات‌ها به زبان می‌آورد. جالب است که تا اواسط دهه نود میلادی مفهوم ویروسرایانه‌ای متداول نشده بود تا این‌که برنامه‌نویس‌های رایانه که فیلم «وست ورلد» را دیده بودند، از آن برای تشریح رایانه‌هاییاستفاده کردند که ویروس از طریق اینترنت به آن‌ها نفوذ کرده بود.

۳٫ در سال ۱۹۷۶ یک دنباله برای فیلم «وست ورلد» ساخته شد

«وست ورلد» چنان فیلم موفقی بود که الهام‌بخش دنباله‌ای به نام «دنیای آینده» در سال ۱۹۷۶ باشد. در این دنیا پیتر فوندا و بلایث دنر بازی می‌کردند. یول برینر با ظاهری جدید در این فیلم ظاهر شد، اما مایکل کرایتون در فیلم دستی نداشت. طرح فیلم از این قرار بود که پارک پس از هزینه یک میلیارد دلاری برای بهبود شرایط ایمنی، دوباره افتتاح می‌شود. پیتر فوندا و بلایث دنر دو خبرنگارند که برای پوشش این افتتاحیه به پارک فرستاده شده‌اند. درنهایت گروهی از رُبات‌های سامورایی دچار نقص فنی شده و از کار می‌افتند. فیلم تبدیل به دنباله‌ای قابل پیش‌بینی شد که قسمت‌های مشابه بسیاری با فیلم اصلی داشت و جای تعجب نیست که هنگام اکران با نقدهای شدید منتقدان روبه‌رو شد.

۲٫ سریال اچ بی او الهام‌گرفته از «بلیدرانر» است

سریال اچ بی او پیش‌فرض‌های مشابهی با فیلم اصلی دارد اما با توجه به تأثیر تجربه در رُبات‌ها و پیشی گرفتن آن‌ها ازسازنده‌ها،نسبت به آن هستی‌گرایانه‌تر و تفکربرانگیزتر است. از این منظر سریال عناصر زیادی از فیلم «بلید رانر» ۱۹۸۲ وام گرفته است. در «وست ورلد»رُبات‌ها به جای «کپی شده‌ها»، «میزبان» نامیده می‌شوند که در پایان هر قسمت حافظه‌شان پاک می‌شود؛ اما درنهایت مشخص می‌شود که پاک‌کردن خاطرات و آسیب‌هایی که رُبات‌ها تجربه می‌کنند، رفته‌رفته سخت‌تر از انتظار است که باعث می‌شود خالق «وست ورلد» (آنتونی هاپکینز) و سرپرست دانشمندان (جفری رایت) با مشکلات جدی مواجه شوند. هدف آن‌ها از خلق رُبات‌های میزبان شبیه ساختن هر چه بیشتر آن‌ها به انسان‌های زنده بوده است؛ اما عیار فهمیدن این شباهت چه بود؟ این رویکردی است که مستقیم از «بلید رانر» گرفته شده است. این سریال بیشتر از آن‌که متوجه تکنولوژی باشد، به تأثیر آن بر خودآگاه انسان می‌پردازد و زیر سؤال برده شدن انسان‌ها از طرف ماشین‌هایی که خلق کرده‌اند.

۱٫ یک نسخه کمتر دیده شده و کمیاب از «وست ورلد» وجود دارد که طرفدارها به دنبال آن هستند

در سال ۱۹۷۶، ان بی سی«وست ورلد» را در تلویزیون به نمایش درآورد و مشخص شد نسخه‌ای بسیار منحصربه‌فرد و ویژه از فیلم است؛ چوننسخه پخش‌شده ان بی سی کمی طولانی‌تر از نسخه اصلی‌ای بود که در سینماها و نوارهای ویدئویی خانگی به نمایش درآمده بود. برخی از صحنه‌هایی که به نسخه تلویزیونی اضافه شده بود، شامل تصویربرداری‌های خارجی با یک هاورکرافت، صحنه‌ای که دانشمندان جلسه‌ای در زیرزمین مجموعه دارند، صحنه‌ای که تکنیسین‌ها درباره حجم کاری هر رُبات صحبت می‌کنند، بحث طولانی‌تری بین پیتر و کلانتر پس از بازداشت او به دلیل شلیک به تفنگدار، صحنه‌ای از «دنیای قرون وسطایی» که در آن یک مهمان روی صخره‌ای شکنجه می‌شود و یک نمای باز از تفنگدار که پیتر را در پارک تعقیب می‌کند. این نسخه طولانی‌تر فیلم که فقط یک‌بار در تلویزیون به نمایش درآمد، دیگر دیده نشده است و آنرا برای طرفدارهای فیلم و کل اسطوره «وست ورلد»، تبدیل به کشفی نادر و ویژه کرده است. گزارش‌هایی از پیداشدن این نسخه به صورت آنلاین وجود دارد که فریبی بیش نیست.

 

نظر منتقدان درباره فصل سوم «وست ورلد»

دنیل داداریو، ورایتی:«وست ورلد» در فصل سومخود، در حال تکرار و بازگویی تفکر هویت و انسانیت با رویکردی آشکار به آینده است. به نظر می‌رسد که این فصل دقیقا برای پاسخگویی به انتظارهای حال حاضر طراحی شده است. قابلیت‌های جدید سریال مانند داستان‌سرایی واضح و روشن که تصمیمی برای جلب رضایت طرفدارها بوده، اگرچه نکته مثبتی ا­ست، اما توانایی‌های سریال را محدود کرده است.

دنیل فاین‌برگ، هالیوود ریپورتر: در پیش‌پرده‌های فصل سوم «وست ورلد» تلاش شدهالقا شود که سریال تقریبا بازسازی شده، اما من با دیدن طرح‌های زاید و تنگناهای خسته‌کننده باور نمی‌کنم. بنابراین من به تماشاگرهایی که هر ثانیه از فصل دوم را تماشا کرده‌اند یا آن‌هایی که چیز زیادی از آن به یاد ندارند هشدار می‌دهم که بازسازی سریال بسیار جزئیاست و «وست ورلد» همان «وست ورلد» باقی‌مانده و علاقه‌مندانش را هیجان‌زده خواهد کرد.

دارن فرنیش، انترتینمنت ویکلی: درباره فصل سوم باید بگویم به یاد ندارم آخرین باری را که یک سریال تلویزیونی این اندازه تلاش کرده باشد تا کاملا تبدیل به چیزی متفاوت شود. فصل سوم با تصور این‌که نولان و جوی (نویسنده‌های سریال) با سوءاستفاده از نگرانی اچ بی او نسبت به نتفلیکس چه بودجه هنگفتی را صرف هر فانتزی‌ای کرده‌اند که به ذهن‌شان رسیده، حتی سرگرم‌کننده‌تر هم می‌شود.

تیم سورت، تی‌وی گاید: فصل سوم دوباره مانند فصل یک چالش‌برانگیز است (البته زیاد نیست!) درواقع بسیاری از این چالش‌ها در چهار قسمت اول فصل سوم تقریبا چنانواضح و آشکارند که باعث شود فکر کنید پس از تماشای فصل دوم تاکنونباهوش‌ترشده‌اید! این تغییر ناگهانی هیجان‌انگیز و مسخره به سریال این فرصت را می‌دهد تا به شروع امیدوارکننده خود بازگردد و تعدادی از تماشاگران را که سرگردان در تنگناهای سریال مانند The Forge (آزمایشگاهی در پارک)، The Valley Beyond(دنیایی مجازی که فورد برای میزبان‌ها طراحی کرده تا بتوانند در آن جدا از انسان‌ها زندگی کنند) و تست وفاداری (Fidelity)مانده‌اند، دوباره جذب کند.

هیلی فاوچ، کولایدر:«وست ورلد» در این فصل به عناصر زیبایی‌شناسی ژانر علمی‌تخیلی سنتی نزدیک‌تر شده است. همه جا پُر از سطوح صاف براق و چراغ‌های نئون است که آهنگ و کاربرد قطعات صحنه را تغییر می‌دهد. فصل سوم صحنه‌های اکشن و هیجان‌انگیز بسیاری دارد و بهتر است باور کنید که بودجه عظیم اچ بی او در هر مرحله از مسیر به چشممی‌آید.

بن تراورس، ایندی وایر:صحنه‌های اکشن ماهرانه ساخته شده‌اند، اما به هم مربوط نیستند و چرخش‌های هیجان‌انگیز فصل‌های گذشته را ندارند. شخصیت‌پردازی‌ها که سابق بر این با ظرافتی خاص نمایان می‌شدند، حالا بدون کمترین مهارتی در بازیگری دیده می‌شوند.

جیک کلینمن، اینورس: در فصل سوم، «وست ورلد» تلاش می‌کند یک تکنیک تلویزیونی را که محبوبیتی فزاینده داشته، یعنی بازسازی را به کار ببرد، اما به جای حفظ موردهای مثبت و حذف موردهای منفی، در این فصل برعکس عمل کرده است. بر معماهای خسته‌کننده‌ای که بسیاری از مهمان‌ها توجهی به آن‌ها ندارند تمرکز کرده درحالی‌که هر چیزی را کهکمی حتی رگه‌هایی از داستانگویی خوب، دیالوگ جالب یا جلوه‌های بصری باشکوه از فصل اول را که طرفدارها را دوباره جذب کند در آن یافت می‌شود به دست فراموشی سپرده‌اند.

 

 

نظرات ۰

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *